آدم پیدا کنید...
سجده خواهم کرد...![]()
![]()
![]()
آدم پیدا کنید...
سجده خواهم کرد...![]()
![]()
![]()
من عاشق این تیکه ام!
:
منو ببر به اون حالت ![]()
همون حرفا![]()
همون ساعت![]()
به اندوه غروبی که...
به دلشوره ی خوبی که...
تو چشمام خیره می مونی...![]()
به من چیزی بفهمونی...![]()

خیلی وقت بود که نمیتونستم بیام و آپ کنم٬اما بالاخره...
سلام!واقعا" ببخشید که نمیام!سرم خیلی شلوغه!ایشاا... وقتی خلوت تر شد میام و هم آپ میکنم و هم به همتون سر میزنم!![]()
![]()
فعلا" بای!![]()
حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول خورد!
آن دو با هم به کنار ساحل رفتند،وقتي به ساحل رسيدند
حقيقت لباسهايش را در آورد.
دروغ حيله گر لباسهاي او را پوشيد و رفت....!
از آن روز هميشه حقيقت عريان و زشت است،اما دروغ در لبـاس حقيقت
با ظاهري آراسته نمايان مي شود...!![]()
![]()
ღ
ღ
ღ
ღ ![]()
این اسمه یه کتابه که از نظر من مطالبش قشنگه!سعی میکنم چندتاش رو براتون بذارم!
<<لیلی خودش را به آتش کشید>>
خدا گفت:زمین سردش است.چه کسی میتواند زمین را گرم کند؟
لیلی گفت:من.
خدا شعله ای به او داد.لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت.سینه اش آتش گرفت.خدا لبخند زد.لیلی هم.
خدا گفت:شعله را خرج کن.زمینم را به آتش بکش.
لیلی خودش را به آتش کشید.خدا سوختنش را تماشا کرد.لیلی گر گرفت.خدا حظ میکرد.
لیلی می ترسید.می ترسید آتش اش تمام شود.لیلی چیزی از خدا خواست.خدا اجاب کرد.
مجنون سر رسید.مجنون هیزم آتش لیلی شد.
آتش زبانه کشید.آتش ماند.زمین خدا گرم شد.
خدا گفت:اگر لیلی نبود٬زمین من همیشه سردش بود...
![]()
<<لیلی زیر درخت انار>>
لیلی زیر درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد٬گل داد٬سرخ سرخ.
گل ها انار شد٬داغ داغ.هر اناری هزار تا دانه داشت.دانه ها عاشق بودند٬دانه ها توی انار جا نمی شدند.
انار کوچک بود.دانه ها ترکیدند.انار ترک برداشت.
خون انار روی دست لیلی چکید.
لیلی انار تر خورده را از شاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید.
خدا گفت:راز رسیدن فقط همی بود.کافی است انار دلت ترک بخورد.
![]()
من عاشق این آهنگم بخصوص قسمت های مشخص شده! چون نتونستم خود آهنگش رو پیدا کنم فقط متنش رو گذاشتم!اگه هم قبلا" شنیده بودینش شرمنده...!![]()
*چقدر سخته که عشقت روبروت باشه
نتونی هم صداش باشی*
چقدر سخته که يک دنيا بها باشی
نتونی که رها باشی
چقدر سخته...
*چقدر سخته که بارونی بشی هر شب
نتونی آسمون باشی*
چقدر سخته که زندونی بمونی بی در و ديوار
نتونی همزبون باشی
چقدر سخته...
"چه بدبخته قناری که بخونه
اما روياش حسه بيرونه
چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون
غمش يک قطره بارونه"
*چقدر سخته که چشمات رنگ غم باشه
ولی ظاهر پر از خنده*
چقدر سخته که عشقت آسمون باشه
ولی آسون بگن چنده
چقدر سخته کلامت ساده پرپر شه
نتونی ناجيِش باشی
چقدر سخته که موندن راه آخر شه
نتونی راهيِش باشی
چقدر سخته توو خونت عين مهمون شی
بپوسی خسته بيرون شی
چقدر سخته دلت پر باشه ساکت شی
ولی توو سينه داغون شی
چقدر سخته که يک دنيا صدا باشی
ولی از صحنه ی خوندن جدا باشی
چقدر سخته که نزديک خدا باشی
ولی غرق ادا باشی
"چه بدبخته قناری که بخونه
اما روياش حسه بيرونه
چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون
غمش يک قطره بارونه...

میلاد فرخنده حضرت علی (ع) و روز پدر رو به همه پدرهای خوب دنیا از ته دلم تبریک میگم!
و از خدای بزرگ می خوام تا همه ی آرزوهاشون رو بر آورده کنه!![]()